شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

97

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

10 ، 113 - گفت : كوشش نما « 83 » كه راهى به جهت زيادتى دشمنى با دشمن به هم نرسد . 10 ، 114 - و گفت : كسى كه به تو اندك بدى كرده باشد ، اگر در صدد تلافى در آئى ، به او بدى بسيار مكن . 10 ، 115 - و گفت : هرگاه كه از يار تو به نسبت تو « 84 » خطائى سر زد ، سهل و آسان مىشود نگاه داشت او ، يعنى : مىتوان رابطهء آشنائى را بر طرف ساخت بىآنكه از آن كلفت‌كشى . 10 ، 116 - و گفت : لايق به حال مردم آنست كه هر چه اراده كند به فعل نيارد ، بلكه هر چه سزاوار است به كار بندد و به عمل آرد . 10 ، 117 - و گفت : سزاوار آنست كه بشناسى وقت را كه سخن گفتن در آن خوب است يا سكوت ورزيدن . 10 ، 118 - و گفت : كسى كه نفس او غالب بر بدن او نباشد ، بدن او گور است از براى نفس او . 10 ، 119 - و گفت : آزاد كسى است كه از براى شهوت « 85 » طبيعى ضايع نگرداند سخنى را از سخنان نفس . 10 ، 120 - و گفت : نهايت راستى و اعتدال مساوى بودن خبث است با خوبى . 10 ، 121 - و گفت : مجرد كن عقل را از هوا و هوس تا ظاهر گردد راستى كردارها . 10 ، 122 - و گفت : اگر پيش از حصول مطلوب حسن « 86 » ظنى به آن نداشته باشى ، از يافت آن لذت نخواهى يافت ، اگر چه بر وجه كمال

--> ( 83 ) - د : نماى . ( 84 ) - د : يار تو نسبت به تو . ( 85 ) - د : شهوات . ( 86 ) - اساس ، س و ت : مطلوب اگر حسن .